تبلیغات
عکس از شهرستان آشتیان و اهالی محترم

عکس از شهرستان آشتیان و اهالی محترم
به عشق وطن ...






اوقات شرعی آشتیان


شما عزیزان می توانید درد و دلهاتون را در این وبلاگ بنویسید


سه شنبه 20 اسفند 1392 09:11 ب.ظ
:: عشق خدا در اطراف ما در حال گردش است ...
:: مهربانی ساده است . . .
:: خدایا ؛ چشمِ امید به تو بسته ام ...
:: وقتی همه چیز را به تو می سپارم . . .
:: رهـــــایم نـکن . . .
:: خدای خوبی داریم . . .
:: در دلت با خدا سخن بگو . . .
:: ساده می گویم : خـدایــا دوسـتـت دارم ...
:: خدای تو و یوسف یکیست ...
:: خدا را یاد کن ...
:: خدایا ؛ تو را میخواهم...
:: راهِ آسمـان همیشه بـاز است ...
:: بــــاز آ ...
:: ای آنکه می پذیری بنده ای را که هیچ شهری او را نمی پذیرد
:: غزلِ خدا ...
:: مطمـئن باش که خداوند عاشقانه دوستت دارد...
:: به سمت خدا قدمی بردار...
:: خدا تمام بدیها را با یک خوبی فراموش میکند
:: انسان ها را دوست بدار...
:: چه کسی بهتر از
سه شنبه 20 اسفند 1392 09:08 ب.ظ
خدای مهربون و صبورم....

یك سال دیگه رو برام رقم زدی...هر چه بود گذشت...

خدای خوبم...
بخاطر تمام لحظه هایی كه منتظرم بودیو نیومدم ، منو ببخش...
بخاطر تمام لحظه هایی كه منو دیدیو من ندیدمت ، منو ببخش...
بخاطر تمام لحظه هایی كه برام خوب خواستیو من بد كردم ، منو ببخش...
بخاطر تمام لحظه هایی كه امیدتو نا امید كردم ، منو ببخش...
بخاطر تمام لحظه هایی كه برام وقت گذاشتی و من وقت نداشتم ، منو ببخش...
بخاطر تمام لحظه هایی كه تنهام نگذاشتی و من خودمو تنها دیدم ......

بخاطر تمام لحظه هایی كه به مهربون بودنت ، بخشنده بودنت ، آمرزنده بودنت ، بزرگ بودنت و بودنت ...شك كردم ؛ منو ببخش..

بخاطر تمام لحظه هایی كه اشكهام برای كسی جز تو بود....
بخاطر تمام لحظه هایی كه خواهش ها و التماسام برای كسی جز تو بود...
بخاطر تمام لحظه هایی كه لذتها و شادی هام برای كسی جز تو بود...
منو ببخش..

یكسال دیگه هم گذشت و من باز به این رسیدم كه...
خیلی ها به دعوت دل ساده ی من ،
اومدند ؛
نشستند ؛
خندیدند ؛
اما خیلی زود ...
شكستند و گسستند و رفتند....

تنها تو بودی كه ؛
بریدمو نبریدی...
شكستمو نشكستی...
گسستمو نگسستی...

خدایا...
دلم خیلی هواتو كرده...
امسال هم در دلم بنشین و آنچه را كه شایسته خدایی توست ،
برای من و عزیزانم بنویس .

خدایا خیلی دوستت دارم...
پاسخ حمیدرضا محبی : با سلام و ارادت
مظلب خیلی خیلی زیبایی بود حتما در صفحه دلنوشته ها منتشر میشود
منتظر مطالب دیگرتون هستم
باتشکر

کفتر باز:

کودک، دیگر نمی ترسد

او به چهره ی خسته و خشن پدرش عادت کرده است


و به مشت و لگدهایی که بر صورت مادرش فرود می آید.


کودک،دیگر نمی ترسد


فقط خیره شده است...


خیره به دو موجود


به دو آدم


که زبان هم را نمی دانند.


فقط ناخن هایش را می جود


و اشک در چشمانش جمع می شود


اما نمی ریزد...


بغض در گلویش سنگینی می کند


اما گریه اش نمی گیرد...


وقتی معرکه تمام می شود


و همه جا را سکوت


پدر سیگاری به دهان می گیرد و می رود


و مادر می خوابد...


کاش این آخر داستان بود.


آن دو موجود


آن دو آدم


باز از روی هوس هم آغوش می شوند


و تمام غصه ها در دل کودک می ماند...


حامیان NA :

"تنگ می پوشند تا دلتنگی هایشان را نشان دهند"

"مو سیخ میکنند تا اظطراب خود را فریاد کنند"


"لنز میگذارند تا دنیا را رنگ دیگری ببینند"


"دماغ چسب می زنند و لهجه عوض میکنن تا از خود واقعی شان فرار کنند"


«کاش مثل دیروز بود که توپ لاستیکی بچه ها،شیشیه ها را میشکست


اما..


...امروز شیشه بچه ها را خرد میکند.»


یا علی مدد




MX74 :

من همانم

خوب تماشا کن


دختری که برای داشتنت . . .


تمام شب را بیدار می ماند


و با تویی که نیستی حرف می زند


دختری که . . .


زانو می زند لبه ی تختش و چشمانش را می بندد


و تنها آرزویش را برای


هزارمین بار به خدا یادآور می شود!!!


خدا هم مثل همیشه لبخند می زند


از این که ✘ تو ✘ آرزوی همیشگی من بودی!!!



جلال -ی :
من خدایی دارم، که در این نزدیکی است
نه در آن بالاها !
مهربان، خوب، قشنگ ...
چهره اش نورانیست
گاه گاهی سخنی می گوید،
با دل کوچک من،
ساده تر از سخن ساده من
او مرا می فهمد !
او مرا می خواند،
او مرا می خواهد،
او همه درد مرا می داند ...
یاد او ذکر من است، در غم و در شادی
چون به غم می نگرم،
آن زمان رقص کنان می خندم ...
که خدا یار من است،
که خدا در همه جا یاد من است
او خدایست که همواره مرا می خواهد
او مرا می خواند
او همه درد مرا می داند ..


سارا :
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟
خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم
خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!

درد دارد ، وقتی چیزی را کسر می کنی که با تمام وجودت جمع زده ای



جلال - ی :

الهههههههههههی....
الهی تا جهان باشد به دولت در جهان باشی

الهی از بلایات دو عالم در امان باشی


الهی درد بد هرگز نبینی درامان باشی


الهی ای گل من ایمن از باد خزان باشی


الهی هر که بد گوی تو باشد سر نگون گردد


الهی روزگارش چون شب من نیلگون گردد


الهی باده عشرت به جامش همچون خون گردد


الهی هر که بدخواه تو شد خار و زبون گردد...........



م . جا :

خستگی از دنیا
_________________$$$$$$$_$$ $$$$
_________$$$$$$$$$$$$$$$$$__ $$$$
_____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$_ _$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$$$$
___$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$_$ $$$$
__$$$$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$
__$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$_$ $$
__$$$_$$_$$$$$$$$____$$$$
_$$$$$_$$$$$$$$$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$$
$_$$$$$$__$$$$$$$$$
$_$$$$$$___$$$$$$$$
_$$$$$$$$$__$$$$$$$
$_$$$$$$$$___$$$$$$
$$_$$$$$$$$___$$$$$
$$$_$$$$$$$$__$$$$$$
_$$$_$$$$$$$$$_$$$$$
$$$$$ __$$$$$$$$_$$$$
$$$$$$$ __$$$$$$$$$__$
$_$_$$$$$__$$$$$$$$$_$$$$
$$$__$$$$$__$$_$$$$$$$_$$$$
$$$$$$_$$__$$$$$$$$$$$$$$$
_$$$$$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$
__$$$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$
$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$$
$__________$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$$$$
$____________$$$$$$$$$$$$$$$ $$$$$$
$______________$$$$$$$$$$$$$ $$$$$$$
$________________$$$$$$$$$$$$ $$$$$$
$_______________$$$$$$$$$$$$ $$$$$$
$____________$$$$$$$$$$$$$$$ $$$$
__________$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$
_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$
$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$
$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$
$__$$$$$$$$$$$$$____$$$$$$$$ $$
_$$$__$$_$$________$$$$$$$$$ $$
_$$$_$$_____________$$$$$$$$ $$
_$$_$$______________$$$$$$$$ $$
_$$$$________________$$$$$$$ $$$
_$$$$________________$$$$$$$ $$$
__$$$_________________$$$$$$ $$$
$_____________________$$$$$$ $$$
$_____________________$$$$$$$ $$$
$____________________$$$$$$$ $$$$$$$
$____________________$$$$$$$ $$__$$$$$$
$___________________$$$$$$$$ $$$$$$$$$$$$$
$____________________$$$$$__ $$$$$$$$$$$$ $$$$
چیزی نمی خواهم جز....
یک اتاق تاریک....
یک موسیقی بی کلام....
یک فنجان قهوه به تلخی زهر...
و خوابی به آرامی یک مرگ همیشگی...!



جلال - ی :
امروز امروز است...
امروز صبح اگر از خواب بیدار شدی و دیدی ستاره ها در آسمان نمیتابند ناراحت نشوِ،
حتما دارند با تو قایم مشک بازی میکنند،پس با آنها بازی کن!


امروز هرچقد بخندی و هرچق عاشق باشی از محبت دنیا کم نمیشه،پس بخند و عاشق باش!

امروز هرچقدر نفس بکشی جهان با مشکل کمبود اکسیژن مواجه نمیشه،پس از اعماق وجودت نفس بکش!

امروز هرچقد آرزو کنی چشمه آرزوهات خشک نمیشه پس آرزو کن!

امروز هرچقد خدا را صدا کنی خدا خسته نمیشه،پس صدایش کن!

او منتظر توست...


silent :
یوســف مـیدانست تمام درها بسته هستند
اما به خاطر خدا و به امــید او حتی بــه سوی درهای بسته دوید
و تمام درهای بسته برایـــش باز شد …
“ اگر تمـام درهـای دنیا هــم به رویت بـسته شــدند ، به طرف درهای بستـه بــدو چـون خـدای تـو و یوسف یکیست ”.


dost:
از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند تنها کسانی با خود چتر به همراه می آورند که به کار خود ایمان دارند .


او منتظر آرزوهایت،خنده هایت،ستاره شمردن هایت و عاشق شدن هایت است.امروز امروز است!

امروز جاودانه است و

امروز زیباترین روز دنیاست!!!!!!

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
عضویت در خبر نامه


قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اخلاق اسلامی

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

download